۷ شهریور , ۱۳۹۶
کتاب رساله رها در اپلیکیشن طاقچه

کتاب «رساله رها» روی طاقچه رفت

کتاب «رساله‌ی رها» که پیش از این در سال ۱۳۹۴ به صورت مجلد و در قطع رقعی توسط انتشارات به پویش چاپ و منتشر شده بود، حال به صورت نسخه‌ی الکترونیک در فروشگاه و برنامک (اپلیکیشن) کتاب‌خوان طاقچه قرار گرفته است. «رساله رها» به قلم نویسندگان سید صابر امامی (-۱۳۶۱)، علیرضا امیدوند (-۱۳۶۰)، داستانی سمبلیک درباره‌ی عدالت و آزادی است. داستانی متفاوت از شهری که در آن کلمات زندگی می‌کنند و در همهمه‌ی شهر، کلمات […]
۳۰ مرداد , ۱۳۹۶
کتاب با من ازدواج میکنی؟ در اپلیکیشن طاقچه

کتاب «با من ازدواج می‌کنی؟!» روی طاقچه رفت

کتاب «با من ازدواج می‌کنی؟!» که پیش از این در سال ۱۳۹۴ به صورت مجلد و در قطع رقعی توسط انتشارات به پویش چاپ و منتشر شده بود، حال به صورت نسخه‌ی الکترونیک در فروشگاه و برنامک (اپلیکیشن) کتاب‌خوان طاقچه قرار گرفته است. «با من ازدواج می‌کنی؟!» مجموعه داستان‌هایی کوتاه از نویسندگان جوان معاصر، علیرضا امیدوند (-۱۳۶۰)، و سید صابر امامی (-۱۳۶۱) در ۸ فصل است. در ابتدای داستان «سایه کودکی » می‌خوانیم:       […]
۱۲ بهمن , ۱۳۹۴
کتاب رساله رها نوشته علیرضا امیدوند و سیدصابر امامی

انتشار کتاب رساله رها پس از ۹ سال توقیف

خبرگزاری مهر در خبری اختصاصی به انتشار کتاب «رساله‌ی رها» پس از چندین سال توقیف در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پرداخته است که در ادامه آن را می‌خوانید: کتاب «رساله رها» اثر مشترک سیدصابر امامی و علیرضا امیدوند پس از ۹ سال توقف در وزارت ارشاد و تغییر سه ناشر، سرانجام با تغییراتی در متن از سوی انتشارات «به پویش» منتشر شد. «رساله رها» داستانی متفاوت از شهری را روایت می‌کند که در آن کلمات […]
۱۴ بهمن , ۱۳۹۳
فیلم عصر یخبندان

عبور از لبه‌ی تیغ

«عصر یخبندان» چهارمین ساخته‌ی مصطفی کیایی پس از «بعد از ظهر سگی سگی»، «ضدگلوله» و «خط ویژه» است و دقیقا همان فیلمی‌ست که می‌شد از وی انتظار داشت؛ فیلمی خوش‌ساخت در قد و قواره‌ی سینمای ایران، پرکشش برای مخاطب عام و قابل قبول برای مخاطبان جدی سینما. کیایی پس از اولین ساخته‌ی خود، «بعد از ظهر سگی سگی» تلاش کرد تا در آثار بعدی، رگه‌های اجتماعی را به عنوان رویکرد اصلی فیلم‌های خود طرح کند و […]
۱۶ دی , ۱۳۹۳
روزگار جوانی

آغاز روزگار جوانی

نخستین شماره‌‌ی مجله‌ فرهنگی ورزشی روزگار جوانی به‌همراه مصاحبه‌ای منتشر نشده با مرتضی پاشایی و گفت‌و‌گو با هنرمندان درباره او منتشر شد. در بخش سینما تلویزیون و موسیقی علاوه بر گفت‌و‌گوهایی با فرزاد حسنی، سید جواد هاشمی و علی لهراسبی، برادر مرتضی پاشایی نیز درباره‌ی خاطراتش با مرتضی مطالبی را ارائه کرده است. این شماره از مجله‌‌ی روزگار جوانی علاوه بر مرور اخبار چهره‌ها و بازیگرانِ ایرانی و هالیوودی در ماهی که گذشت یادداشتی درباره‌ی […]
۲۴ شهریور , ۱۳۹۳
نمایش ما, فرهاد تجویدی

نمایش «من»؛ نمایش ما

آخر هفته بود و قرار گذاشته بودم همراهان خودم را به انتخاب خودم به دیدن یک نمایش میهمان کنم. ابتدا نمایش «بر پهنه‌ی دریا» کار «پارسا پیروزفر» – که تعریف آن را زیاد شنیده بودم – را انتخاب کردم؛ اما تا هفته‌ی آینده تمام بلیت‌ها فروش رفته بود. انتخاب دومم «در همین نزدیکی» بود؛ اما آن هم اکثر صندلی‌های خوبش فروش رفته بود و باقی جایگاه‌ها آن قدر نامناسب بود که قیدش رو بزنم. گزینه‌ی سوم […]

کتاب‌ها


۴ بهمن , ۱۳۹۴
کتاب بازاریابی محتوا نوشته علیرضا امیدوند و ثریا بخشایی

کتاب بازاریابی محتوا

به تازگی بحث‌های زیادی در مورد محتوا و بازاریابی محتوا مطرح شده است تا اندازه‌ای که آن را
۳ دی , ۱۳۹۴
کتاب با من ازدواج می‌کنی؟! نوشته علیرضا امیدوند و سیدصابر امامی

کتاب با من ازدواج می‌کنی؟!

مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه عاشقانه در حال و هوای جوانان شهر ما …
۱۴ آذر , ۱۳۹۴
کتاب رساله رها نوشته علیرضا امیدوند و سیدصابر امامی

کتاب رساله‌ی رها

داستان این کتاب در شهر واژگان فارسی روی می‌دهد، آن زمان که بی‌نقطه‌های شهر علیه ظلم و ستم واژگان نقطه‌دار می‌شورند…
۲۰ دی , ۱۳۹۲
کتاب خواهیم دید نوشته علیرضا امیدوند و سیدصابر امامی

کتاب خواهیم دید

روایتی از سرگشتگی معنوی و یاسف فلسفی شاهد؛ جوانی که خود و خدایش را گم کرده است و حالا در میانه‌ی راه، به دنبال

دیالوگ ـ مونولوگ


۱۸ شهریور , ۱۳۹۳
آرمان شهر - سهراب شهیدثالث

اون فقط به عشق فکر می‌کرد…

مونیکا: تو هنوز واقعا عاشقش هستی؟! رناتا: عشق!… وقتی دیدمش، تو یه رستوران کار می‌کردم… هر روز می‌ومد و یه چیزی
۱۶ شهریور , ۱۳۹۳
اشتباه در ستاره ما

دردی که الان دارم می‌کشم

یکی از اولین چیزهایی که در بخش اورژانس ازتون می‌پرسند، اینه که دردتون بین یک تا ده در چه اندازه‌ای هست؟
۱۵ شهریور , ۱۳۹۳
درباره اشمیت

انگار هیچ وقت زنده نبودم

وارن اشمیت (جک نیکلسون): به زودی من می‌میرم. شاید بیست سال دیگه، شاید هم همین فردا، مهم نیست.
۲۰ اردیبهشت , ۱۳۹۳
Coco Before Chanel

الان چند سالته؟

چند سالته؟ وقتی سر حالم شونزده سال و وقتی خستم بیست پنج سال! الان چند سالته؟ هزار سال …