اردیبهشت

۲۴ اردیبهشت , ۱۳۹۲
فرهنگ اوپس یا چگونه روی مخ بغل دستی تکنو برقصیم؟!

فرهنگ اوپس یا چگونه روی مخ بغل دستی تکنو برقصیم؟!

صبح‌ها، اول وقت که نه، اما کمی از اول وقت گذشته از خانه می‌زنم بیرون که بروم سر کار.چند روزی‌ست که به خاطر تورم و افزایش ۳۰ درصدی کرایه‌ی تاکسی و افزایش صرفاً ۵ درصدی حقوق و مزایا، این وسیله‌ی نقلیه را از فهرست راه‌های رسیدن به مقصد حذف کرده و استفاده از سایر گزینه‌های روی میز مانند مترو و اتوبوس را در دستور کار قرار داده‌ام.این سایر گزینه‌ها، اگر از تفاوت یک ساعت و […]
۲۳ اردیبهشت , ۱۳۹۲
با یادت از یادم

با یادت از یادم

آن قدر با یادت در گوشم         زنگ میزنی            زنگ میزنی که آخر از یادم می‌روی ...  
۱۵ اردیبهشت , ۱۳۹۲
پایان دنیا در خونه مادر بزرگه

پایان دنیا در خونه مادر بزرگه

بچه که بودم خونه‌ی مادر بزرگه هنوز سرجاش بود، جایی که آن موقع‌ها اگر می‌خواستی آدرس بدی باید می‌گفتی "چهار راه خط آهن، کوچه‌ی مخابرات". کوچه‌ی باصفایی بود، پر از بچه‌هایی که از صبح تا غروب توی خاک و خلش حسابی خودشان را خسته می‌کردند و آخر وقت که به خانه‌هاشان برمی‌گشتند، فریادهای مادرشان با چاشنی پس‌گردنی در انتظارشان بود که چرا خاکی و عرق کرده و زخمی‌اند ... حیاط خونه‌ی مادر بزرگه یک حوض […]