شیطان منم

یخ بندان,سرما
هوا سرد است
۹ بهمن , ۱۳۸۴
نگاه ها
نگاه‌ها
۲۶ اسفند , ۱۳۸۷
اسارت

ایمان آورده‌ام که شیطان خود من هستم، خود من.

آن منجلاب رخوت، آن گرداب سستی، آن غبار وهم‌آلود وسوسه، آن باتلاق سکون و یکنواختی، آن روزمرگی که اسیرش شده‌ام؛ آن، خود من هستم.

و ایمان آورده‌ام برای رهایی و نجات، باید از بند خود رها شوم. باید از پوسته‌ی کهنه و تنگ خود نجات پیدا کنم، باید پوست بیاندازم.

اما؛

آیا از خود، گریزگاهی هست؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − 8 =