رهگذر

۱۸ شهریور , ۱۳۹۳
تنهایی

اندوه مرد ایستاده ...

رهگذرِ آشنا شادمانه می‌خندید و نمی‌دانست خنده‌اش؛ اندوهی هزار ساله است در دلِ مردِ ایستاده ...