قالب وردپرس
۱۶ دی , ۱۳۹۳
روزگار جوانی

آغاز روزگار جوانی

نخستین شماره‌‌ی مجله‌ فرهنگی ورزشی روزگار جوانی به‌همراه مصاحبه‌ای منتشر نشده با مرتضی پاشایی و گفت‌و‌گو با هنرمندان درباره او منتشر شد. در بخش سینما تلویزیون […]
۱۸ شهریور , ۱۳۹۳
تنهایی

همیشه‌ی لعنتی

همیشه در بهترین زمان‌ها بدترین حرف از دهنم بیرون می‌پره؛ ناخواسته! و گند می‌خوره به همه چیز … لعنت به من، لعنت به تو همیشه‌ی لعنتی …
۱۱ شهریور , ۱۳۹۳
اشغال اراضی فلسطینی

اشغال و باز هم اشغال

صهیونیست‌ها اعلام کرده‌اند که ۴۰۰ هکتار از زمین‌های فلسطینی را در کرانه‌ باختری مصادره می‌کنند، یعنی معادل ۴ میلیون مترمربع، یعنی بخش عظیمی از زمین‌هایی که هنوز […]
۱۴ اردیبهشت , ۱۳۹۳
قله دماوند - عکاس: علی سرچشمه (علیرضا امیدوند)

خداوند، دماوند و معجزات کوچک

خیلی پیش آمده که ناامید و خسته از دنیا، خسته از هر چیزی که دور و اطرافم می‌گذرد و خسته از همه‌ی آدم‌ها؛ خودم را در […]
۱۴ بهمن , ۱۳۹۲
خواستگاری

اندر احوالات خانواده‌های مذهبی و مراسم خواستگاری

از اون جایی که یواش یواش در امر خواستگاری در حال رسیدن به مرحله استادی هستم، تازگی‌ها به نتایجی خیره کننده‌ای رسیدم؛ یکی از این نتایج […]
۱ بهمن , ۱۳۹۲
کتاب "خواهیم دید", علیرضا امیدوند, سیدصابر امامی

نقد و بررسی کتاب «خواهیم دید» در ایوان شمس

به همت جمعی از منقدین، نویسندگان و شعرای عزیز، کتاب «خواهیم دید» در جلسه‌ی ادبی «دایره دیدار» مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در این جلسه […]
۳۰ دی , ۱۳۹۲

راه یابی عکس «دالان» به مرحله داوری مسابقه عکاسی ابوظبی

همان طور که می‌دانید عکاسی یکی از اصلی‌ترین علایق و سرگرمی‌های من به حساب می‌آید و هر زمان که فرصت داشته باشم و مشغله‌ی کاری و […]
۲۳ دی , ۱۳۹۲

شما را در «دایره دیدار» خواهیم دید

فردا نشست نقد و بررسی کتاب «خواهیم دید» در جلسه‌ی شعوخوانی «دایره دیدار»، که هر هفته در سالن اشراق ایوان شمس ساعت ۱۶:۳۰ برقرار است، برگزار […]
۲۱ دی , ۱۳۹۲
کتاب "خواهیم دید"

در نهایت «خواهیم دید» دیده شد

خوب بالاخره بعد از سال‌ها تلاش و دوندگی کتاب «خواهیم دید» که کار مشترک خود من و دوست عزیزم و قدیمی سیدصابر امامی است، مجوز گرفت و پس […]
۲۹ فروردین , ۱۳۹۲
مرد تنها

دلم یک خواب عمیق می‌خواهد …

دلم لک زده برای یک خواب عمیق؛ از آن خواب‌هایی که آدم را فرسنگ‌ها و دنیاها از خودش دور می‌کنند، از آن‌هایی که آدم خودش را […]
۱۹ آذر , ۱۳۹۱

یک ترجیح صادقانه …

شخصاً ترجیح می‌دهم با یک گله گوسفند و بز که به آغل خود عشق می‌ورزند و به آن تعصب دارند دم‌خور باشم، تا اینکه با یک […]
۲۴ شهریور , ۱۳۹۱

سفری از ترس و اشتیاق

این روزها گذر هر دقیقه و ثانیه‌اش در عین شتاب بی‌حدش برای من مثل یک قرن است؛ قرن که نه، مانند یک تونل زمان بی‌انتها که […]
۱۱ مرداد , ۱۳۸۸

سرگشته

در دنیای هزار راه سرگشته و حیران حقیقتم من و دگران غرقه در توهم حقیقت خود راهی نشان می‌دهند هر یک؛ که اینست حقیقت و من؛ […]
۱۴ فروردین , ۱۳۸۸
امید

امید سال تازه

وقتی که سال جدیدی رو شروع می‌کنی صدها، هزاران خواسته و آرزو را از اعماق، از ناخودآگاه، از میان عقده‌های کودکی و امیدهای بزرگسالیت بیرون می‌کشی […]
۲۵ اسفند , ۱۳۸۳
سرما,برف,یخ بندان

برف زیبا

چشمهای کوچک و زیبایش از زلال آسمان هم آبی تر بود و پوست سفیدش از تمام برفی که دوره اش کرده بود لطیف‌تر. آنقدر آرام در […]
۱۶ آذر , ۱۳۸۳
تنهایی

آخرین شب

امشب، آخرین شب است، فردا او را برای همیشه از دست خواهم داد. نمی‌دانم مقصر کیست، کودکی من یا روشنی او؟ او کودکی مرا بهانه کرد […]
۱۰ آذر , ۱۳۸۳
تنهایی

من می‌خشکم

سالها انتظار، سالها سوختن، در حسرت گفتن یک جمله: ” دوستت دارم … و او نمی آید؛ و بر زبانم می خشکد، جمله و می خشکاند […]
۲۹ شهریور , ۱۳۸۳
دخترک

آن‌ها ندیدند

دخترک، بزرگ زن نشسته بر کرسی مرارتِ زندگی دست بر دستگیره های امید چهره پوشیده در تب سیاه خاموشی و گرسنگانِ بی دل، هیچوقت ندیدند پاکی […]
۲۰ شهریور , ۱۳۸۳
دوستی

آرام باش

هر دو مغموم در کنار هم نشسته ایم. او سخت در خودش فرورفته و مرا هم سخت به تفکّر واداشته این حالت او؛ که دوست داشتن […]
۲ تیر , ۱۳۸۳
تنهایی

زخم کهنه

باز هم دهان باز می کند این زخم  کهنه چرکین، این متعفّن منفور، یگانه داریی ام ، یگانه زاد و توشه ام ، ” تنهایی ” […]