قالب وردپرس
۶ بهمن , ۱۳۹۲
مارگریت دوراس

زندگی بی‌سرگذشت

زندگیم بی‌سرگذشت است. سرگذشتی ندارد. هیچ وقت کانونی در زندگیم نبود، نه راهی، نه خط سیری. این جا و آن جایش اما عرصه‌هایی هست گسترده که […]
۶ بهمن , ۱۳۹۲
ابوتراب خسروی

گریه به آدم حالی می‌کند کسی با او نیست

به بعضی چیزها نمی‌شود فکر نکرد، حتی اگر آدم آن چیزها را فراموش کند، خودشان را تحمیل می‌کنند، برای همین چیزهاست که باید گریه کرد، گریه […]
۲۹ فروردین , ۱۳۹۲
مرد تنها

دلم یک خواب عمیق می‌خواهد …

دلم لک زده برای یک خواب عمیق؛ از آن خواب‌هایی که آدم را فرسنگ‌ها و دنیاها از خودش دور می‌کنند، از آن‌هایی که آدم خودش را […]
۱۲ فروردین , ۱۳۹۲
افسردگی یک مرده

افسردگی یک مرده

احساس می‌کنم مرد بیرونم شکسته و فقط مانده است کودک درونم تنها، ساکت، خاموش سرد، پوسیده، غم زده به افسردگی یک مرده  
۱ اسفند , ۱۳۹۱
تنهایی

محو تدریجی یک انسان

تنهایی، جز سایه‌ای محو، یک شبه انسان، چیز دیگری از من باقی نگذاشت …
۳ شهریور , ۱۳۹۱
فیلم 2:37

گاهی جوان بودن سخت‌ترین کار دنیا است

من به شیوه‌ی معمول عادت ندارم پای فیلم‌هایی بنشینم که نامشان را نشنیده‌ام و عوامل سازنده‌شان، به ویژه کارگردان آن‌ها را نمی‌شناسم؛ اما هر از چندی […]
۲۶ فروردین , ۱۳۸۸
بی اعتمادی

دیوار بی‌اعتمادی

تنهایی‌ام را بنواز در شادمانی‌ات، تنهایی مرا با ساز ناکوکت بنواز بنواز آنچه می‌بینی آنچه می‌توانی با دستان کثیف آغشته به حیاتم، آنچه از دل برون […]
۲۸ اردیبهشت , ۱۳۸۴

بدون نام، بدون شرح

باورها سوختند امیدها باختند غرورها شکستند آرزوها …؛ امشب همه چیز به پایان می رسد، خورشید غروب می کند و مرد بر خاک می افتد. ای […]
۱۶ آذر , ۱۳۸۳
تنهایی

آخرین شب

امشب، آخرین شب است، فردا او را برای همیشه از دست خواهم داد. نمی‌دانم مقصر کیست، کودکی من یا روشنی او؟ او کودکی مرا بهانه کرد […]
۱۰ آذر , ۱۳۸۳
تنهایی

من می‌خشکم

سالها انتظار، سالها سوختن، در حسرت گفتن یک جمله: ” دوستت دارم … و او نمی آید؛ و بر زبانم می خشکد، جمله و می خشکاند […]