قالب وردپرس
۱۵ شهریور , ۱۳۹۳
درباره اشمیت

انگار هیچ وقت زنده نبودم

وارن اشمیت (جک نیکلسون): به زودی من می‌میرم. شاید بیست سال دیگه، شاید هم همین فردا، مهم نیست. وقتی بمیرم و هر کسی که من رو […]
۹ بهمن , ۱۳۹۲
نامزدی بسیار طولانی

بدون اگرها ممکنه بمیرم

پیرمرد: با اگرها که نمی‌شه زندگی کرد. دختر: شاید … اما بدون اگرها ممکنه خودم رو حلق آویز کنم … نامزدی بسیار طولانی | ژان پیر […]
۱۲ فروردین , ۱۳۹۲
افسردگی یک مرده

افسردگی یک مرده

احساس می‌کنم مرد بیرونم شکسته و فقط مانده است کودک درونم تنها، ساکت، خاموش سرد، پوسیده، غم زده به افسردگی یک مرده  
۲۵ اسفند , ۱۳۸۳
سرما,برف,یخ بندان

برف زیبا

چشمهای کوچک و زیبایش از زلال آسمان هم آبی تر بود و پوست سفیدش از تمام برفی که دوره اش کرده بود لطیف‌تر. آنقدر آرام در […]
۲۲ خرداد , ۱۳۸۳
سفر,تنهایی,غم غربت

غم غربت

ــ غم غربت، غم غربت! ول كن اين حرفها رو؛ اين مزخرفات و چرت و پرتها چيه كه بلغور می كني؟! نوستالژيا، نوستالژيا! اينها همه اش […]