قالب وردپرس

علیرضا امیدوند سرچشمه (به اختصار علی سرچشمه)؛ متولد اسفندماه ۱۳۶۰ در شهر تهران. یک دهه شصتی تمام عیار با تمام خصیصه‌ها. دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی مدیریت صنعتی؛ روزنامه‌نگار آزاد، مشاور در زمینه‌ی رسانه‌های اجتماعی و فعال فرهنگی.

 
 
علیرضا امیدوند، علی سرچشمه
 

 در میانه‌ی یک ظهر زمستانی در آغازین سال از سال‌های پرالتهاب دهه‌ی شصت در بیمارستان پاستور تهران به دنیا آمدم. پدرم اصالتا آذربایجانی است؛ هر چند که او هم در محله‌ی قلمستان شهرری به دنیا آمده است.

تحصیلات ابتدایی را در دبستان‌های دولتی شهید هاشمی‌نژاد (محله‌ی تهرانپارس)، شیخ فضل‌الله نوری و غیرانتفاعی پیام (شهرری) و مدارس راهنمایی نمونه مردمی باقرالعلوم، غیرانتفاعی پویا (شهرری) گذراندم. تحصیلات متوسطه را نیز در مدرسه غیرانتفاعی میرداماد (شهرری)، مدرسه دولتی شهید مدنی و پیش‌دانشگاهی جلال آل‌احمد (تجریش) به پایان رساندم. پس از آن بود که مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در رشته‌ی مدیریت صنعتی دریافت کردم.

هم‌زمان با تحصیلات آکادمیک، با ورود به «باشگاه خبرنگاران جوان» از سال ۱۳۸۳ فعالیت به عنوان خبرنگار فرهنگی را آغاز کردم و پس از آن در خبرگزاری مهر و چند موسسه خبری و مطبوعاتی دیگر نیز به غنی کدن تجربیات خود پرداختم. لازم به ذکر است که هم‌زمان با تحصیل در رشته‌ی مدیریت صنعتی و فعالیت‌های مطبوعاتی، بنا بر یک‌سری نیازها تجربیات دیگری هم در زمینه‌ی عکاسی، گرافیک و طراحی وب‌سایت نیز کسب کرده و به تسلط کافی در این زمینه رسیدم.

در باشگاه خبرنگاران علاوه بر فعالیت‌های خبری، اقدام به همکاری با کانون‌های این موسسه کرده و در فعالیت‌های آن مشارکت فعال و اساسی نمودم. برگزاری نخستین جشنواره‌ی وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های انقلاب اسلامی با عنوان «کاغذهای شیشه‌ای» که خود آغازی بود بر فعالیت مرکز رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برگزاری نخستین جشنواره‌ی فیلم‌های عاشورایی با عنوان «سپید» و برگزاری نخستین جشنواره‌ی تولیدات رسانه‌ای عفاف و حجاب با عنوان «نور» از جمله‌ی این فعالیت‌ها بود که در آن‌ها به عنوان دبیر کمیته‌ی انفورماتیک حضور موثر داشتم.

 
علیرضا امیدوند، علی سرچشمه
 

سال ۱۳۸۷ پس از سه سال و نیم فعالیت در باشگاه خبرنگاران، این موسسه را ترک کردم و با توجه به تجربیات و تخصص‌هایی که داشتم در یک کانون تبلیغاتی مشغول به کار شدم اما رابطه‌ی خود را با مطبوعات و جامعه‌ی خبری حفظ کردم به گونه‌ای که یک سال بعد در بهمن‌ماه ۱۳۸۸ در تاسیس خبرگزاری سینما با سیدصابر امام و سیداحمد دانش مشارکت کرده و سرویس عکس آن را راه‌اندازی کردم. سال ۸۹ وارد خدمت مقدس سربازی شدم و دوران خدمت خود را در معاونت فرهنگی سپاه استان تهران به پایان بردم. البته نباید ناگفته بماند که در دوران خدمت نیز با توجه سوابق و تجربیات گذشته، مسوولیت رصد شبکه‌های اینترنتی و ارایه‌ی گزارش تحلیلی به معاونت فرهنگی بر عهده‌ی بنده گذاشته شده بود.

پس پایان خدمت نظام وظیفه، در سال ۱۳۹۰، دوباره فعالیت‌های فرهنگی خود را در جامعه‌ی مطبوعاتی کشور در روزنامه‌ی سراسری «وطن امروز» به عنوان مدیر روابط عمومی روزنامه از سر گرفتم و پس از آن به عنوان مدیر هنری وارد هلدینگ رسانه‌ای «پیام رسان حکمت و اندیشه» شدم و تا سال ۱۳۹۳ با این مجموعه همکاری کردم.

در این سال‌ها با همکاری برخی دوستان، به ویژه «سیدصابر امامی»، در تولید چند مستند، فیلم کوتاه و برنامه‌ی تلویزیونی با عناوین مشاور تهیه‌کننده، تصویربردار و صدابردار مشارکت داشته‌ام که شاخص‌ترین آن‌ها مستند «سرگردون» و برنامه‌ی تلویزیونی «سمت غرب» هستند.

 
کتاب
 

از سال ۱۳۹۳ نیز در نشریه‌ی فرهنگی ورزشی «روزگار جوانی» به مدیر مسوولی و صاحب امتیازی «سیدصابر امامی» به عنوان مدیر هنری و انتشارات «به پویش» با حفظ همین سمت به عنوان مدیر گروه‌های (دپارتمان‌های) مدیریت فن‌آوری اطلاعات مشغول به کار هستم. از سال ۱۳۹۴ نیز در شرکت «فناپ» در زمینه‌ی تجربیات و تخصص‌هایی که دارم مشغول به کار تمام وقت هستم. البته هم‌چنان فعالیت مطبوعاتی خود را نیز به صورت روزنامه‌نگار آزاد ادامه می‌دهم. 

البته سال ۹۳ برای من یکی از مهم‌ترین سال‌های عمرم نیز بوده است زیرا که زیباترین رخ‌داد زندگی من یعنی «علیرضا امیدوند»، در همین سال روی داده است. در این سال من با یکی از بهترین دختران عالم یعنی خانم «ثریا بخشایی» آشنا شدم و در همین سال با وی پیوند زناشویی بستم و عهد کرده‌ام تا پایان عمر در کنارش بمانم و شاد باشم...


راه‌های ارتباطی


شما اگر خواستید که با من در تماس باشید و یا این که بیشتر با علایق و سلایقم آشنا شوید، چندین راه در اختیار دارید؛ اولین راه برگه‌ی تماس همین تارنوشت است و فرم و اطلاعاتی که در آن موجود است، دومین راه رایانامه‌ی تارنوشت sardabir[@]tarnevesht.ir و راه سوم هم شناسه‌های من در شبکه‌های اجتماعی است که در همین جا معرفی شده‌اند و اگر برخط باشم می‌توانیم با هم گپ بزنیم:

شناسه‌ی من در google

اگر در شبکه‌ی اجتماعی کتاب‌خوان‌ها نیز حضور دارید می‌توانید آن‌جا نیز مرا دنبال کنید:

Goodreads

علاوه با این‌ها اگر در شبکه IMDb حضور دارید می‌توانید لیست فیلم‌های مرا هم دنبال کنید:

همچنین تصاویر مرتبط با من را می‌توانید با رفتن به فهرست گالری در بالای همین صفحه یا با کلیک بر روی همین (پیوند) مشاهده کنید.


خط زمان


  • ۱۳۶۰

    تولد در بیمارستان پاستور شهر تهران
  • ۱۳۷۹

    پایان تحصیلات متوسطه و ورود به دانشگاه
  • ۱۳۸۳

    ورود به باشگاه خبرنگاران و آغاز فعالیت مطبوعاتی
  • ۱۳۸۸

    مشارکت در تاسیس خبرگزاری سینما
  • ۱۳۸۹

    ورود به خدمت مقدس سربازی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
  • ۱۳۹۰

    ورود به روزنامه وطن امروز به عنوان مدیر روابط عمومی
  • ۱۳۹۲

    مشارکت در ساخت مستند «سرگردون» به عنوان دستیار تهیه‌کننده و صدابردار
  • ۱۳۹۲

    انتشار کتاب داستانی «خواهیم دید»
  • ۱۳۹۳

    مشارکت در ساخت برنامه تلویزیونی «سمت غرب» به عنوان مشاور تهیه‌کننده و تصویربردار
  • ۱۳۹۳

    پیوند زناشویی با «ثریا بخشایی»
  • ۱۳۹۳

    انتشار نشریه‌ی فرهنگی ورزشی «روزگار جوانی» به عنوان مدیر هنری
  • ۱۳۹۴

    حضور در شرکت فناپ
  • ۱۳۹۴

    مدیر هنری و مدیر گروه‌های (دپارتمان‌های) مدیریت و فن‌آوری اطلاعات انتشارات «به پویش»
    فعالیت آزاد مطبوعاتی
  • ۱۳۹۴

    انتشار کتاب‌های داستانی «با من ازدواج می‌کنی؟!»، «رساله‌ی رها» و کتاب تخصصی «بازاریابی محتوا»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *